و زندگی...

شاید تنها برای نوشتن

تبلیغات تبلیغات

من و چایی ، شما و انواع قهوه ها

دیروز اولین روز دانشگاه در این ترم بود. صبح درحالی از خونه بیرون رفتم که هوا بارونی بود و من ذوق زده از تماشای خیابونهای خلوت و خیس صبحگاهی توی هوای نیمه تاریک بودم. روزهای بارونی ، برفی یا ابری برای من سرشار از انرژی هستند برعکس روزهای یکنواخت ، تکراری و بدون جذابیت آفتابی. صبح فکر میکردم بارش نهایتا یک ساعت ادامه داشته باشه و سرکلاس هرازگاهی نگران و با استرس از اینکه بارون قطع شده از پنجره به حیاط پر از درخت و خوشگل دانشگاه نگاه میکردم و هربار که میدیدم
برچسب‌ها: خیابونهای, هرازگاهی
و زندگی... ، ۱۴۰۳-۰۷-۲۰ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها